روزهاي بي تو...
دانشگاه
مكاني كه چندصباحي ديگروقتي از آن گذر كنيم خاطراتند كه از پس ديوارهاي بلند برايمان دست تكان خواهند داد. وحال چه بي تفاوتيم ما به لبخندهايي كه پرميكشند ازصورتمان وميروند لابه لاي اجرهاي سرد پنهان ميشوند وبرايمان تنها حسرت ميگذارند وحسرت...
وچه سنگین اند آن لحظه ها ساعات وچه نزدیک اند آن روزها. روزهايي كه ميگذرند روزهايي كه بي تو مثل يك عمر ميگذرند...
+ نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت 20:13 توسط سلیمانی
|